مصطفى محقق داماد
82
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
براى عدالت تعاريف مختلفى بين فقها وجود دارد . صاحب معالم مىگويد : « عدالت ملكهاى است در نفس كه شخص را از انجام گناه كبيره و اصرار بر صغيره و اعمال منافى با مروّت بازمىدارد » . منظور از اعمال خلاف مروّت ، كردار ناشايستى است كه هرچند جزء معاصى داراى كيفر نيست ولى ارتكاب آن توسط اشخاص موقّر و متين و متخلّق به اخلاق حسنه زشت و ناپسند است . البتّه در متون متأخّر در تعريف عدالت عدم ارتكاب اعمال خلاف مروّت منظور نگرديده است « 1 » . مشهور فقها عقيده دارند راويان حديث بايد داراى چنين درجهاى از تقوا و عدالت باشند ، در غير اين صورت روايتشان ارزش فقهى نخواهد داشت . ولى صاحب معالم از شيخ طوسى نقل مىكند كه در اعتبار خبر ، اطمينان به اجتناب راوى از كذب كافى است ؛ هرچند احيانا مرتكب گناهان ديگرى شده باشد . در توجيه مطلب بايد گفت شرط عدالت راوى بيشتر براى احراز اين مطلب است كه راوى دروغگو نباشد و وقتى محرز شد كه راوى دروغگو نيست كفايت مىكند ؛ و شرط عدالت مطلقه لازم نيست . صاحب معالم كلام شيخ را رد مىكند و مىگويد : ميان عادل و فاسق ( عدل و فسق ) شق سومى وجود ندارد و به موجب نصّ آيه شريفه قبل از قبول خبر راوى بايد عدالتش محرز باشد و اگر محرز
--> ( 1 ) تحرير الوسيلة حضرت امام خمينى ج 2 ص 442 كتاب شهادات .